محمد رضا نصيرى

73

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

رشك افزاى شموع كثير السطوع بزم سپهر بود به دستور سوالف زمان بل بهتر از آن پرتو محب آن روشندل آگاه ضمير و ارسطوى فلاطون تدبير نورياب و غيرت مصباح منير نير - جهانتاب گرديده و خفاش خصلتيانى كه بنابر انخساف چند روزه دولت بيزوال جلوه‌گر ميدان خودنمائى شده‌اند از رفع كلف كلفت و طلوع طليعهء مهر الفت اختفا گزين بيغوله عدم شوند و در خدمت همايون به مضمون « الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ » « 6 » محرك سلسلهء عهد قديم شده خاطر مقدس آن حضرت را معلق به استحكام دولت صفويه و رعايت حال از دست رفتگان اين سلطنت بهيه ساخته‌اند البته لوازم حسن عهد و شرايط انجاز وعد كه جبلى ذات بزرگان مروت پيشه و خيريت طلبان فتوت انديشه است در هر باب به عمل خواهد آورد كه اين نيك نام تا انقراض عالم در السنه و افواه دور و نزديك و ترك و تاجيك از ايشان باقى بماند و عاليجاه سفير آداب تخمير را به زودى از خدمت حجاب بارگاه فلك قباب سلطانى مقضى المرام رخصت انصراف ارزانى و از شكفتن گلهاى مواعيد دلپذير دماغ تمنا و مشام و خاطرهاى منتظرات بها و التفات را عطر بيز روايح سرود و نكهت اندوز نفايح شادمانى خواهند ساخت . زياده تطويل مقال موجب كلال و ملال است . اميد كه همواره ممالك جهان و مسالك دوران و امور جهانبانى و مهمات كشور گشايى و گيتى ستانى به يمن توجه شادى رزين حقانيت گزين و الا منتظم و صور احوال جهانيان در آئينه رفاهيت و عيش مرتسم بوده سرادق اقبال و كامكارى و به اوتاد خلود مشيد باد برب العباد « 7 » .

--> ( 6 ) - و آنان كه امانت و عهد و پيمانشان را رعايت كنند ( معارج / 32 ) . ( 7 ) - بايگانى نخست‌وزيرى تركيه ، نامه همايون ، ج 7 ص 215 .